نویسنده : مامان بردیا ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥

پسر گلم 21ماهگیت مبارک امیدوارم همیشه شادوسلامت باشی

 

 

بردیای کوچولوی ما هر روز شیرین زبونتر وکنجکاوتراز قبل میشه وبا شیرین زبونیش خودش رو تو دل همه جا میکنه از نوع بد رقمش .خیلی سریع شعرها وقصه هارو یاد میگیره وطوطی هم هست هر چی بگیم به 1ثانیه نمیکشه تکرار مینه وبعد هم
خیلی خوب میدونه کجا وچطور ازشون استفاده کنه.اکثر افعال رو یاد گرفته وازشون بدرستی وبیشتر مواقع با ضمیر مناسب استفاده میکنه.جملات سوالی خبری وتعجبی رو بخوبی از هم تفکیک میکنه وبا لحن صحیح بکار میبره.

یه روز مثل همیشه ازش پرسیدم بردیا کبوتر چی میگه وسریع گفت :بگ بگو بگو ماما دونم گصه بدو(مامان جونم قصه بگو)
تعجب کردم نگو از کتابش وسی دیهای چیه صدای حیوونا خودش یاد گرفته )کلاغه؟گار گار تمبلی کار(تنبلی نکن برو سر کار)
جیرجیرک جیر جیر اهاهی بسی پیر (الهی بشی پیر پیر)
گاو ماماما کوچولو دنبال بیا(کوچولوی من دنبالم بیا)


شعر دستمال من زیر درخت آبالو گم سده   سباد داری ؟نچ نچ   بیسبادی؟ نچ نچ پس تو بَبَلی من اَستی .بعدش هم هی دست میزنه ومیگه آسرین آسرین (افرین)


ذرت رو تو کتاباش نشونم میده ومیگه ماما ذرت آتیش میگیریم ومنظورش اینه که ذرت رو روی اتیش کباب میکنیم.

جدیدا عاشق ابگرم کن شده وهر جا میره سریع میره تو آشپزخونه وپکیج یا ایگرم کن رو نشون میده واندر حکایاتش توضیح میده: ابدَم تُن داغ. هوهو شِدا میده. اب داغ میسه. میلیم /اب بادی. دادا ایما دُاُس کرده. ویه ماشین هم سوغاتی گیرش اومده به همه نشون میده ومیگه ماسین گاز میده دایی علی ابرده از سیراز ابرده واصلا حاضر نیست با کسی تقسیمش کنه
مرتب ازم میخواد که ابلُم (البوم)رو براش بیارم واز دیدن عکسها ومعرفی افراد فامیل خیلی لذت میبره وگاهی از ماما میخوام اونارو معرفی کنه وگاهی خودم برا بقیه
معرفی میکنم وهمینکه میرسم به عکس عروسی ماما میگم مامان اَاوس گشنگ بوده به به

 


کنجکاویش خیلی زیاد شده وهمش درمورد چیزهایی که اطرافش میبینه سوال میکنه که چی هستن؟برا چیه؟ومنم با دقت سعی میکنم تا جایی که میدونم براش فهمش راحته توضیح بدم بعد هر کی بیاد خونمون همه اونا رو براش تعریف میکنه
مثلا:در مورد کولر وبخاری ازم پرسید منم براش توضیح دادم وحالا هر کی بیاد سریع میگه هبا سد شده کولر خاموش میتنیم بخاری روسن  بابا پلاستیت چسبیده بستنی نخوریم
یا در مورد بارون میگه:دیووز بااون اومد ماما از پندره دیدیم از آسمون اومد زمین خیس سد ویه شب باروونی که با بابایی وبردیا رفتیم بیرون تا یه هوایی تازه کنیم مرتب میخوند بااوون میاد نم نم  پشت خونه عمم   عمم ااوسی داره  گل لوبوسی داله

مرتب در مورد صداهای اطرافش میپرسه که صدا تیه؟صدا تی بود؟وباید با حوصله براش توضیح بدم اگر سر سری بگم بازم میپرسه وقانع نمیشه واگر صداش دوباره بیاد خودش درمورد صدا توضیح میده برامون

محال چیزی رو بهش بگیم وفراموش کنه!!!یه پیچ گوشتی باریک هست که باهاش در جا باطری ببعیش رو باز میکنیم که همش دوست داره باهاش ادای تعمیرکردن در بیاره وتو عکس میبینین واصلا هم حاضر نیست با اسباب بازیش بازی کنه خود واقعیش رو میخواد
وچون خطر داره من قایمش کردم وگفتم دادیم به عمو ماشین صدف رو درست کنه بعد میاره.چند روز گذشت رفت ببعی رو اورد وگفت مامان دون عمو گوشتی ماشین صدف دُاُس آبرد گوشتی رو بده...ومن اصلا یادم نمیومد یه مرتبه به خاطر آوردم وکلی خندیدم!!!!

 


تولد دختر عموش صدف هم رفتیم یه تولد پروانه ای قشنگ که بردیا اولین تولدی بود که خوب همه چیز رو متوجه میشد خیلی بهش خوش گذشت وبازی کرد والبته چندباری بسمت هدایا میرفت ومیگفت مال بدیاس برا بدیاست ومنم براش توضیح میدادم نه برا صدف از اون روز همش میگه ماماتبلد مبارک بگو بخون باهم شعرش رو میخونیم میپرسه ماما تبلده بدیا کجاست؟؟؟!!!

یه پلاستیک میندازه رو دستش وراه میفته سمت در میگم این چیه؟
کیسپ(کیف)
کجا میری؟  دد
چی بخری؟ کادو بخرم تبلد صدف


ماما چی تار میتنی؟غذا میپزم  سالت تنده؟ 12 بابا تی میاد؟  زود بستنی یا باطیل (باطری)موس (موز)بخره چیزهایی که خودش دوس داره
!!!

جملات سوالی:ماما گدا خوردی؟غذا خوردی)تایی خوردی؟بابا آشگالا رو آبردی؟دستات سستی؟این تیه؟ماما کجاست؟چی خزیدی؟

معنی بعضی از قیدهارو یاد گرفته مثل هنوز دوباره وواقعا که از همه بامزه تر واقعا رو به کار میبره واگعاً گشنگه...واگعا سده(سرده)و....


دایره لغات:
ناهار:سالاد

کره زمین:کره زمین
گور  خر:گورخر
تمشا:تمساح
بَبل:ببر
ملنگ:پلنگ
اهو:آهو
مال:مار
دُغد:جغد
گاز:غاز
نانندی:نارنگی
دنبول:زنبور
دَتش:دستکش
تُلاه:کلاه
تویی تِرت:سویی شرت
تُتُلات:شکلات
آنبات:ابنبات
قوبابه:قورباغه
تِتایش:ستایش
کمن در:کمربند
کاشن:کاپشن
کامپوتر:کامپیوتر
لیمو سیین:لیمو شیرین که عاشقش
و کلی کلمه دیگه که مامنم واقعا جا میمونه بخواد همرو بنویسه.....
خیلی خیلی هم شیطنتهام بیشتر از قبل شده ومامان وبابا واقعا کم میارم به همه چیز وهمه جا کار دارم..

خیلی قشنگ هم با تلفن صحبت میکنم سلام خوبین؟شما خوبین؟اخرش هم میگم کاری نداری خداسس


دو روزی هم رفتیم عروسی شیراز خیلی خوش گذشت یه سری هم رفتیم باغ ارم وتا دلتون بخواد بدو بدو کردم وشیطونی وکلی شکلات وخوردنی تقدیمم شد وتقریبا با گریه وزاری اوردنم بیرون نه اینکه فضا باز بود همش میدوییدم خیلی کیف کردم.کلی هم ماهی قرمز دیدم میگفتم گدا بدیم ماهی بخوره خوشًزَس به به

همین که میام خونه مامان جون یه چراغ قوه بر میدارم ومیرم شکار پیشو از اینطرف به اونطرف میگردم دنبالش ووقتی دیدمش با ذوق داد میزنم پیشو ادر توتو بخوری بابا تورو مَزنه

اما چی بگم از اینکه کلمه دوست ندارم رو زیاد بکار میبره و خیلی دوست ندارم این کلمه رو بگه تازه جدیدا میگه گفتم دوسَن ندارم شنیدی!!!!!!!!!!!!!!!!(امیدوارم بتونم یادش بدم کلمه خوبی نیست

معنی بالا وپایین،عقب وجلو،زیر و رو،اینجا اونجا،زود رو هم یاد گرفته ودر جملاتش بکار میبره

هر شب باید نخ دندون ومسکاک بزنم وبخوابم باور کنین داره چشماش میره رو هم میگه ماما مسکاک مسکاک.اینم عکس نخ دندون کشیدنش

نیمروش رو هم با کمک هم درست میکنیم مخصوصا وقتی با اسفناج براش درست میکنم خیلی از کمک کردن لذت میبره وهمش میگه ماما تُخُلی  کمک.

اینم اندر اخبار 21 ماهگی تا آپ بعدی خدانگهدارتون

بردیا وعشق گل در باغ ارم